تبليغاتX
سلام همسایه های3
نقد فیلم
 

coffee and cigarettes

توضیح:

این فیلم را به سفارش دوست گرامی خانم معصومه مظفری دیدم.

نویسنده و کارگردان: جیم جارموش

بازیگران: بیل مورای - استیو بوشیمی - آلفرد مولینا - استیو کوگان - تام ویتس - ایگی پاپ - کیت بلانشت

 

جیم جارموش که قبلا با فیلم هایی چون قطار مرموز - مقهور قانون - راه و روش سامورایی - گوست داگ به شهرت رسیده بود این بار با فیلمی به نام " قهوه و سیگار " نوع نگرش غیر قراردادی خود را به سینما نیز سرایت داده است.نکته جالب اینجاست این فیلم طی ۱۷ سال و به تدریج فیلمبرداری شده و از یک سری اپیزودهای مجزا که شخصیت هایی را در حال گفتگو درباره قهوه و سیگار نشان می دهد ساخته شده.فیلمبرداری سیاه و سفید انجام شده است.احساس من هنگام دیدن این فیلم این بود که هر لحظه کنار شخصیت ها هستم و به راحتی به حرف های آنها گوش می دهم!نوع بازی و رفتار بازیگران این فیلم بشدت طبیعی است.

البته من این فیلم را سه بار دیدم و هر بار به دقت به گفتگو ها گوش دادم.این فیلم از یازده اپیزود تشکیل شده و تنها اپیزود ضعیف به نظر من گفتگوی مگ و جک وایت ( گروه موسیقی استرایپس ) بود.

فیلم در سال ۲۰۰۳ اکران شده ولی بعضی از اپیزودها در سال ۱۹۸۶ تولید شده اند.همانطور که گفتم نقطه مشترک تمامی این یازده اپیزود فنجان های قهوه و سیگار هستند.در هر اپیزود شاهد حضور اشخاصی هستیم که می آیند و به دور یک میز می نشینند و در یک مکان عمومی سیگار می کشند و قهوه می نوشند و در موردهای مختلفی صحبت می کنندو بعد در مورد قهوه و سیگار و فواید و یا ضررهایش.

نکته دیگر این که نام کوچک تمام شخصیت های فیلم همان نام کوچک و اصلی انهاست.به جز کیت بلانشت که به دلیل بازی در دو نقش ( خودش و دختر عمویش )  نام دیگری دارد.

جیم جارموش از با استعدادترین کارگردان های مستقل آمریکایی است.سبک فیلمسازی این کارگردان طرفداران زیادی در دنیا دارد.وی بارها به پیشنهادهای وسوسه برانگیز هالیوود جواب رد داده و موفقیت و یا عدم موفقیت تجاری فیلم هایش نتوانسته روی وی تاثیر بگذارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 14:16  توسط رضا تهرانی  | 

 

 

 

I am legend

کارگردان: فرانسیس لورنس

بازیگران: ویل اسمیت - آلیس براگا ـ چارلی تاهان ـ سالی ریچارد سون - ویلو اسمیت

۱۰۵ دقیقه

 

فیلم " من افسانه ام " از روی رمانی به همین نام نوشته ‌ی ریچارد متسون ساخته شده.این رمان سال ۱۹۵۴ به چاپ رسیده بود.جالب اینجاست " من افسانه ام " چهارمین فیلمی ست که از روی این رمان ساخته می شود و بودجه ای معادل ۱۵۰ میلیون دلار صرف ساخت این فیلم شده است." من افسانه ام" یک فیلم با ژانر علمی - تخیلی - وحشناک با بازی ویل اسمیت است.کارگردان این فیلم ( فرانسیس لارنس ) کارگردان نسبتا تازه کاری ست اما با استعداد.وی در گذشته به عنوان کارگردان کلیپ های ویدئویی،تیزرهای سینمایی و تجاری مشغول به کار بود.وی کلیپ هایی برای خوانندگانی نظیر اسمیت،بریتنی اسپیرز،تینی هیوستون،جنیفر لوپز و جاستین تیمبرلیک ساخته و جوایز متعددی دریافت کرده است.لارنس فیلم " کنستانتین " را در سال ۲۰۰۵ ساخت و به شهرت رسید.

کمپانی برادران وارنر در سال ۱۹۹۴ به فکر ساخت قسمت سوم این افتاد.بازیگران بسیاری در آن زمان به عنوان نامزد نقش اول این فیلم انتخاب شدنداز جمله: تام کروز  و مایکل داگلاس که البته فیلم در آن سال ساخته نشد.

سرانجام این کمپانی در سال ۱۹۹۷ موافقت خود را اعلام کرد تا ( ریدلی اسکات ) این فیلم را کارگردانی کند و حتی قرار شد نقش اصلی این فیلم را هم آرنولد شوارتزنگر بازی کند.اما باز اختلاف بر سر مسائل مالی و هزینه سنگین باعث شد آن سال هم این فیلم ساخته نشود.سال ۲۰۰۲ قرار شد کارگردانی این فیلم به ( مایکل بی ) سپرده شود و نقش اصلی را هم ( ویل اسمیت ) بازی کند که این بار به علت عدم علاقه مدیر وقت کمپانی به فیلمنامه ، ساخت فیلم امکان پذیر نشد.بعد از آن کارگردانی پروژه به ( گیلرمو دل تورو ) پیشنهاد شد که باز به دلایلی این همکاری امکان پذیر نشد.اما خب سرانجام در سال ۲۰۰۵ فرانسیس لارنس که با " کنستانتین " توانایی اش را نشان داده بود به عنوان کارگردان این پروژه انتخاب شد و قرار شد ویل اسمیت هم در نقش اول این فیلم باقی بماند.

اکیواگولدزمن هم که پیش از این تهیه کنندگی " کنستانتین " را بعهده داشت،به عنوان تهیه کننده و فیلم نامه نویس پروژه استخدام شد.البته فیلمنامه ای که اکیوا گولدزمن نوشت تفاوت نسبتا زیادی با رمان کوتاه متسون دارد و مهمترین آن پایان بندی فیلم با این رمان است و البته باید گفت پایان بندی فیلم با منطق داستان همخوانی ندارد.از دیگر تفاوت ها می توان گفت که قهرمان رمان یک کارگر دائم الخمر چشم آبی است.در حالی که قهرمان این فیلم،یک دانشمند زیست شناس بزن بهادر سیاه پوست است.

نقش کاراکتر زن این فیلم را آلیس براگا بازی می کند.وی پیشتر در فیلم " شهر خدا " بازی کرده و نوع بازی و چهره اش باعث شد تا تهیه کننده فیلم وی را برای این نقش انتخاب کند.در یکی از صحنه های نفس گیر این فیلم،رابرت بیرون خانه اش مشغول تمرین گلف است که ناگهان آهویی را می بیند و به همراه سگش به دنبال او می رود تا شکارش کند.آهو فرار می کند و به داخل یک ساختمان خالی می رود.رابرت هم به دنبال او به داخل ساختمان می رود.همه جا را سکوت فرا گرفته و تنها صدایی که می شنویم صدای نفس های رابرت است.او وارد یک سالن خلوت می شود.ناگهان با جمعیت زیادی از خون آشام ها روبرو می شود که آماده هجوم به سمت وی هستند.او با سرعت فرار می کند و خود را نجات می دهد.

" من افسانه ام " یک فیلم شخصیت محور است.اساس و محور همه وقایع و اتفاقات فیلم،کاراکتری است به نام رابرت نویل:مردی که تنها بازمانده سالم یک شهر یا حتی دنیا است.او فردی است باهوش،قوی و مصمم.او به مدت سه سال،هر روز بیدار می شود،غذا می خورد،به موسیقی گوش می دهد و مایوسانه به دنبال نجات یافتگان می گردد و در آزمایشگاهی که در زیرزمین اش ساخته،درباره راهی برای از بین بردن ویروس تحقیق می کند.وقتی غروب می شود پنجره های خانه اش را مهر و موم می کند و با امید این که امشب هم از شر خون آشام ها در امان خواهد بود به همراه سگ ژرمن شپردش به داخل یک وان حمام می رود و اسلحه در دست در میان جیغ ها و ناله های هولناکی که از بیرون می شنود به خواب می رود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:45  توسط رضا تهرانی  |