sweeney todd: the demon barber of fleet street
کارگردان:تیم برتون
بازیگران: جانی دپ - هلنا بونهم کارتر - آلن دیکمن - تیموتی اسپال - اد ساندرز
۱۱۸ دقیقه
" سوئینی تاد: سلمانی پلید خیابان فلیت " از روی یک تئاتر موزیکال برادوی نوشته ی استیون سوندهایم و هیو ویلر ساخته شده: موزیکالی که از آن به عنوان (( خونین ترین موزیکال جهان )) نام برده شده است.اقتباس سینمایی (( تیم برتون )) از روی این موزیکال را نیز می توان (( خونین ترین فیلم جنایی جهان)) لقب داد.فیلم در بر دارنده ی همان فضا ها و مضامین تقریبا همیشگی فیلم های تیم برتون است.سوئینی تاد یک فیلم تمام ـ برتونی است ـ فیلمی که دوستداران سینمای برتون را سرشار از لذت می کند.
جانی دپ،بازیگر محبوب تیم برتون،نقس اصلی سوئینی تاد را بازی کرده.دپ و برتون یکی از خلاقانه ترین روابط بازیگر/کارگردان را تقریبا در دو دهه ی گذشته به نمایش گذاشته اند.بازی جانی دپ در فیلم تازه ی برتون ماهرانه و هنرمندانه است.او در این فیلم نقش آرایشگری به اسم بنجامین بارکر را در لندن قرن نوزدهم ایفا می کند.بارکر همسر جوان و زیبایی دارد.این زوج جوان صاحب یک فرزند دختر نیز هستند.بارکر عاشق همسر و فرزندش است.اما یک قاضی رذل و بی وجدان،قاضی تورین ( آلن ریکمن ) که چشم به همسر و فرزند بارکر دوخته،ترتیبی می دهد تا بارکر به یک اتهام قلابی محکوم به زندان می شود.به این ترتیب،بارکر به استرالیا فرستاده می شود تا در آنجا دوران محکومیت به زندانش را سپری کند.اما بارکر موفق به فرار از زندان می شود و پس از بازگشت به لندن با خانم لاوت زیبا روی چشم سیاه ( هلنا بونهم کارتر) مواجه می شود.خانم لاوت که در طبقه پایین سلمانی سابق بارکر یک کافه را اداره می کرد همچنان به این کار مشغول است.کافه ای که به خاطر ارایه ی بدترین و کم گوشت ترین (( پای گوشت )) در لندن مشهور است.خانم لاوت به بارکر می گوید که چه به سر همسر و دخترش آمده است.قاضی تورپین پس از تجاوز به همسر بارکر باعث نابودی وی شد و سپس دختر بارکر را تحت قیومیت خود گرفت.این دختر که جوانا ( جین ویسنر ) نام دارد حالا مثل یک زندانی در اسارت قاضی تورپین به سر می برد.بارکر که در آتش انتقام می سوزد ، تصمیم می گیرد کار و کسب قدیمی را دوباره از سر بگیرد.او به طبقه بالا نقل مکانمی کند و سلمانی مخروبه ی خود را از نو احیاء می کند و نام سوئینی تاد را روی خودش می گذارد.اما هدف بارکر / سوئینی از راه اندازی سلمانی،اصلاح سر و صورت مشتری ها نیست.بلکه هدف اصلی اش انتقام گیری از طبقه ی بالای جامعه است.او به همین منظوردر انتهای سلمانی اش یک سرسره ی مخفی درست کرده که از طریق آن مشتری های گلو بریده را مستقیما به زیر زمین کافه ی خانم لاوت می فرستد.خانم لاوت نیز بعد از قطعه قطعه کردن جنازه ها،از گوشت جنازه ها برای درست کردن پای گوشت استفاده می کند.از این به بعد کسب و کار خانم لاوت نیز رونق می گیرد.او حالا پرگوشت ترین و خوشمزه ترین پای گوشت را در لندن به مشتریان خود عرضه می کند...
برتون در سوئنی تاد موفق شده فضای فقر زده و غم انگیز لندن دیکنزی قرن نوزدهی را به خوبی باز آفرینی کند.کوچه های تنگ خیابان های نامنظم،سایه ها و تاریکی هایی که در همه جا دیده می شود،فضایی وهمناک و عجیب به این فیلم داده است.فیلم به رغم مضمون خشن و خونین اش از طنز تهی نیست.طنزی که سیاه و هولناک است.سوئنی تاد نیز موزیکال بزرگ سال۲۰۰۷ است.موزیکالی که باید آن را ادامه دهنه ی راه و سنت شیکاگو و دختران رویایی قلمداد کرد.
there will be blood
کارگردان: پل تامس آندرسون
بازیگران: دانیل دی لوئیش- مارتین استرینگر- کوین اوجی کانر- جیکوب استرینگر
۱۵۸ دقیقه
فیلمنامه خون به پا خواهد شد از روی رمان نفت نوشته آپتون سینکلر ( ۱۸۸۷-۱۹۶۷ ) نویسنده سوسیالیست آمریکایی اقتباس شده است.پل تامس آندرسون ،فیلمنامه نویس و کارگردان خون به پا خواهد شد عمدتا بخش های اولیه کتاب سینکلر ( چاپ شده در سال ۱۹۲۷ ) را به فیلم برگردانده است.به این ترتیب داستان فیلم از تمرکز بسیار بالایی برخوردار است.هرچند که در یک سوم پایانی فیلم این تمرکز تا حد زیادی از کف می رود.خون به پا خواهد شد ضمن این که نگاه جامع و فراگیری به روزهای آغازین صنعت نفت آمریکا دارد،در اصل یک فیلم بررسی کاراکتر به شما می رود.گرچه تماشای ساز و کارهای کشف نفت و بیرون کشیدن آن از دل زمین و نیز چگونگی متقاعد ساختن مالکان به فروش املاکشان،می تواند برای تماشاگران فیلم جالب باشد،اما دنبال کردن زیر و بم های کاراکتر دانیل پلین ویو از هر چیز دیگری در فیلم جالب تر است.
دانیل دی توئیس در فیلم خون به پا خواهد شد در قالب دانیل پلین ویو ظاهر شده است.اولین بار که دانیل را می بینیم سال ۱۸۹۸ است و او مشغول حفر یک معدن طلا در ملک خودش در ایالت تگزاس آمریکاست.دانیل به جای رگه ی طلا به رگه ی نفت می رسد.چند سال می گذرد و حالا دانیل عده ای را استخدام کرده و همه تلاش خود را معطوف استخراج نفت کرده است.دانیل در پی بروز یک حادثه ی منجر به مرگ ،کودک یتیمی را به فرزند خواندگی خویش قبول می کند.دانیل تا سال ۱۹۱۲ مبدل به یک تاجر سرشناس نفت شده است.او حالا در صدد گسترش امپراطوری نفتی خویش است.دانیل در معیت پسر خوانده اش ( دیلون فریزیر ) و شریک اش فلچر ( سیاران هیندس ) عازم ایالت کالیفرنیا می شود.او در کالیفرنیا برای خریدن ملکی که احتمال می رود نفت فراوانی را در سطوح زیرین خود جا داده ،اقدام می کند.شرکت معروف " استاندارد اویل" نیز به این ملک نظر دارد.یک کشیش اونجلیست به اسم الی ساندی ( پل وانر ) مانعی بر سر انجام این معامله است.کشیش خواهان این است که دانیل قبل از انجام معامله ، ده هزار دلار به وی برای ساختن یک کلیسا کمک کند.دانیل به کشیش قول می دهد که به محض انجام این معامله پول را به وی بدهد.معامله انجام می شود،اما دانیل زیر وعده خود می زند.همین امر باعث می شود که اختلاف عمیق و طولانی ای بین وی و کشیش به وجود بیاید.کمی بعد اولین چاه نفت دانیل در ملک کالیفرنیایی اش حفر می شود.در حین عملیات حفر نفت،انفجار شدیدی رخ می دهد که بر اثر آن فرزند خوانده ی دانیل مجروح می شود...
کاراکتر جذاب دانیل ، مهمترین نقطه قوت فیلم به شمار می رود.دانیل عصاره ی مغایرت هاست:
کاریزماتیک و جذاب اما دافعه برانگیز،بی تکلف اما بی رحم،مداهنه گو اما صریح اللهجه،آقامنش اما خشن و...
دانیل مرد باهوشی است که می داند چگونه از هر موقعیتی به نفع خودش استفاده کند.او تمامی بالا و پایین صنعت نفت را بلد است.ولی با اتکا به همین دانایی اش موفق شده خود را از یک معدنچی فقیر به یک تاجر / صنعت گر قدرتمند ،هم ارز شرکت معروف " استاندارد اویل " ارتقا دهد. اما این آدم موفق در کار و حرفه،هر چند قوی تر و پولدارتر می شود از حیث اخلاقی نیز فاسدتر می شود.او عشق چندانی به فرزندش ندارد.دانیل حتی مرتکب قتل نیز شده است و تلاش هایش برای روی آوردن به مذهب،به عنوان راهی برای نیل به رهایی و استخلاص با شکست مواجه شده است.فیلمساز با هوشمندی و مهارتی مثال زدنی توانسته فساد و تباهی تدریجی دانیل را به تصویر بکشد.دانیل که در آغاز فیلم همچون مردی مصمم و ستودنی به تصویر کشیده شده،در پایان مبدل به موجودی پریشان حال ،شیطان صفت و مجنون می شود.